رفتارگرایی در فلسفه ذهن
بدست مجید قاسمی • ۳۰ دی ۱۳۸۸ • دسته: فلسفه ذهنبعد از دوآلیسم دکارتی با پژوهشهای کارناپ و رایل (۱۹۴۹) کمکم رفتارگرایی پایه گذاشته میشود. کارناپ و رایل بیان کردند که «آثار و نشانههایی که ما از آن به اتصافات ذهنی نام میبریم چیزی جز رفتارهای افراد نیستند.
« آیا هنگامی که بقیه بیان میکنند که شما در حال رنج کشیدن هستید جز این است که از برون داد رفتاری (چهره در هم کشیدن و قُرقُر کردن) شماست؟ یا چطور بقیه به عقیده شما راجع به خطرناک بودن «هویج وحشی» پی میبرند اگر شما اظهار صریحی نکنیند یا از خوردن آن اجتناب نورزید؟ »
با این استدلال زمینههای ظهور رفتارگرایی به عنوان یک تئوری ذهن فراهم شد.
رفتارگرایی به عنوان یک نوع از متدولوژی در روانشناسی دانشگاهی استفاده میشود و البته لازم به ذکر است که روانپزشکان معمولا هیچگونه مدعای متافیزیکی مطرح نمیکنند. ولی در فلسفه رفتارگرایی شکلی متافیزیکی به خود میگیرد. (خصوصا در رفتارگرایی تحلیلی)
آنچه اتصافات ذهنی خوانده میشود به چیزی بیش از «پاسخهای رفتاری به برخوردهای فیزیکی و طبیعی» اشاره نمیکند. «لئو رنج میکشد.» چیزی درباره روح کلی لئو به ما نمیگوید حتی به چیزی فرع بر لئو نیز اشاره ندارد. بلکه صرفا ما را مطلع میکند از آنچه لئو رفتار میکند یعنی چهره درهم کشیدنش با غرش کردنش یا هر نشانه دیگری که در رفتارش نمایان میشود. جمله « لئو اعتقاد داردکه هویج وحشی خطرناک است.» تنها این معنا را میرساند که اگر از وی پرسیده شود وی چنین ابراز میکند که اگر با یک هویج وحشی روبرو شود از آن دوری میکند.
معمولا رفتارگراها بر آزمایش تورینگ صحه میگذارند. آزمایش تورینگ، تستی است که توسط تورینگ برای ارزیابی هوش مصنوعی کامپیوترها طراحی شد. این آزمایش در پاسخ به این سوال طراحی شده است « آیا ماشین میـواند فکر کند؟» البته به گفته آلن تورینگ بهتر است این سوال اینگونه طرح شود که «آیا یک ماشین پیشرفته میتواند یک سری از امتحانات افعالی را پشت سر بگذارد بدانگونه که فرد مقابل خود را فریب دهد بطوری که فرد گمان کند آن چه با او به گفتگو و همآندیشی نشسته است یک انسان است نه یک کامپیوتر؟» برای روشن شدن بحث لازم است مختصری راجع به آزمایش تورینگ شرح دهیم:
در این آزمایش شخصی از طریق ۲ عدد پایانه (رایانه یا تله تایپ) که امکان برقراری ارتباط و گپزنی را برای وی فراهم میکنند با یک انسان و یک ماشین هوشمند، بطور همزمان به پرسش و پاسخ میپردازد. در صورتی که وی نتواند ماشین را از انسان تشخیص دهد، تست با موفقیت پشت سر گذاشته شده است. (ویکی پدیا)
همانطور که میبینید در اینجا تنها شخص با رفتارهای یک کامپیوتر و یک انسان دیگر مواجه است اما نمیداند که کدام پاسخها را کامپیوتر به او میدهد یا اینکه کدام پاسخها را انسان مقابلش. وی تنها با رفتار و برونداد آن دو مواجه است. اگر شخص در تشخیص خود اشتباه کند و پاسخ های کامپیوتر را انسانی تلقی کند آنگاه آنچه رفتارگرایان به دنبال آن هستند به نحو مطلوبی فراهم خواهد شد. در این آزمایش علت آنکه صاحب پاسخها از شخص آزمون گیرنده مخفی میشود آن است که وی نتواند بر اساس باورهای پیشینش دست به قضاوت بزند.
اگر ماشین چنین تستی را پشت سر بگذارد آنگاه سوالات و چالشهای بیشتری پیش خواهد آمد از جمله آنکه میتوان تمامی آنچه دکارت بعد متافیزیکی وجود بر میشمرد به کامپیوتر نیز اسناد داد. البته خود تورینگ توان پاسخگویی ماشین را به رفتارهای افعالی محدود میکند و بدین ترتیب میان رفتارهای صرفا روانشناختی و رفتارهای همراه با فعل (افعالی) تفاوت قائل میشوند. اما در مقابل، رفتارگرایی روانشناسانه یا رفتارگرایی فلسفی به این تفاوت قائل نیستند و معتقدند که اینها هر دو قابل تقلیل به رفتار و ماده هستند.
رفتارگرایی با نحوه نگاه خود به مسئله مشکل روش مندی علمی خود را حل کرد. درواقع روشی که رفتارگرایان به آن دستانداخته بودند مشکل بینالاذهانی نبودن روش دکارتی را نداشت. علاوه بر این همچنین از سه ایراد دیگر، که به دوآلیسم دکارتی وارد کرده بودند (در مقالهای با عنوان دوآلیسن دکارتی در همین سایت ذکر شده است.) مبرا شده بودند.
رفتارگرا ها از الگوی دکارتی یعنی اعتقاد به بخش غیر مادی در وجود انسان و روح و بطور کلی روش متافیزیکی فاصله گرفتند. و این فاصله گرفتن آنها، رهایی از مشکلات ارتباط جسم و روح را به دنبال داشت. ایشان که همه چیز را از عینک علم مینگریستند صاحب نگرشی کاملا مادی در مقابل و پس از دوآلیست شدند. اما با این حال خود را با مشکلات پیچیده، جدی و جدیدی مواجه دیدند که پاسخگویی به آنها ساده نبود. از جمله اینکه چطور احساس سوبژکتیو و مستور شخصی (دریافت هر شخص از وجود خویش) را میتوان با الگوهای محض رفتاری توجیه ساخت. این احساس همان چیزی است که پایه بنیادین دوآلیست دکارتی را تشکیل میداد یعنی شهود درونی افراد از خود.
ایشان در مقابل این نقد، فرد پرسشگر را با تمسخر به پیش فرض گرفتن مدل «دوانگاری دکارتی» که معتقد به روح است، متهم میکردند. با این وجود منتقدان رفتارگرایان توانسته بودند چندین نقد اساسی را بر نظریه ایشان وارد نمایند.
یک: آنچه رفتارگراها میگویند هرگز با آنچه مردم صادق و کسانی که هوش خود را معلق نکردهاند، تایید نمیکنند. به بیان دیگر این نظر توجیه کننده بعد سوبژکتیو همراه رفتارها نیست. آن بعد از وجود انسان که پیش از عمل، به رفتارهای احتمالی در مقابل محرکهای مختلف میاندیشد منظور آن چیزی است که درک انسان از خویش میدانیم.
دو: آنچه آزمایش تورینگ اثبات میکند صرفا رفتارهایی است که به لحاظ بیرونی مشابه رفتار انسان هستند و این معنایش این نیست که انسان به ماشین و حالاتش به رفتار قابل تقلیل باشد. چرا که ما میتوانیم یک ربات احمق داشته باشیم که در مقابل رنگ های تعریف شده عکسالعملهای مناسبی انجام دهد ولی این معنایش این نیست که تجربه رباط از رنگها و تجربه درونی وی (احساس درونی وی) همانند انسان باشد یا به بیان بهتر اصلا دارای تجربه درونی باشد. احساس آن چیزی است که نمیتوان معتقد شد ربات دارای آن است.
سه: کوالیا در رفتارگرایی یعنی غم، قصه، شادی و … که ابراز آنها در درجه اول و بطور اصیل درونی است در رفتارگرایی گویا نادیده انگاشته شده است. رفتارگرایی انسان را از ذهن بطور کامل تخلیه میکنند حال آنکه بخش زیادی از رفتارهای ما پیش از آن که رفتار باشند مربوط به حوزه کوالیا هستند.
موضوع نفس و بدن تا سال ۱۹۵۰ در بن بست میان دوآلیسم دکارتی ، رفتارگرایان و شکاکان باقی ماند تا آنکه در سال «یو.تی . پلاس» و «جی.جی. سی. اسمارت» راهی میانه برای حل مسئله ذهن و بدن پیشنهاد کردند.
ادامه دارد…
منبع:
The Mind-Body Problem- William G Lycan
مجید قاسمی
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مجید قاسمی


سلام مجید جان … خوبی ؟… آقا اگر حوصله کنم و انرژی داشته باشم با هات راجع به این مباحث ذهن گرایانه ! یه جدلی می کنم…. این قضیه کوالیا را هم بهش مشکوکم… یاد واژه بازی های هایدگری می افتم … این کتاب اعظم «روانپزشکی آکسفورد» را از اخوی قرض بگیر و با حوصله بخوان… بعد احتمالاً کلاً به این مباحث « دانشجویان و اساتید دانشکده های انسانی» که عموماً نسبت به علوم به مفهوم science بی اطلاع اند بد گمان می شی… راستی کتاب «ساعت ساز نابینا» از ریچارد داوکینز هم چاپ شده ها! از دست ندیش… pdf باقی کتاب هاش هم هست … اما این احتمالاً تنها کتابیه از داوکینز که از دست ارشاد در رفته…
به مجید قاسمی عزیز!
نه بابا پیش خرید اینترنتی خریدم. با تخفیف دانشجویی شد ۳۵۵۰۰٫ بعد هم عزیز دلم من اصلاَ دل خوشی از وضع موجود ندارم. ولی معتقدم زندگی باید کرد. اگر عدم حضور من تاثیری داشت حتماَ شاید تصمیم دیگه ای می گرفتم برادر.
ولی باید بری جلوی سینما تو این سرما ببینی چه صف هایی می بندند. آخه عشق به سینما که این حرف ها رو نداره… بعد هم اونهایی که باید تحریم می کردند نکردند اونوقت من و تو تحریم کنیم که چی؟
راستی یه فیلم خیلی عالی هم امروز سینما فرهنگ دیدم از سامان مقدم به نام صد سال به این سالها. که شاید از به رنگ ارغوان خیلی سیاسی تر بود. واقعا عالی بود. بهت توصیه می کنم بری ببینی. شاید اکران نشه.