philnama

یادداشتهایی در فرهنگ و فلسفه و گاه سیاست

اخلاق جنسی/ قسمت دوم/ نگرش مسیحیان

بدست مجید قاسمی • ۱ اسفند ۱۳۸۸ • دسته: فلسفه اخلاق

نگرش مسیحیان به روابط جنسی / قسمت دوم از سری یادداشت‌های اخلاق جنسی

بخش اول در اینجا در دسترس است.

نگرش مسیحیان به رابطه جنسی و ازدواج از درون و بیرون تحت تاثیر فرهنگ سنتی قرار دارد که دین در آن متولد شده است. نویسندگان مسیحی گاه رابطه جنسی را مقابل روشنایی و خوبی تصویر کرده اند از جمله آگوستین بیان کرد که رابطه جنسی گناه است مگر برای تولید مثل. آگوستین مواضع منفی تری نیز نسبت به لذت بردن از رابطه جنسی گرفت همچنین همیشه ادامه می داد که رابطه جنسی حتما باید به تولید مثل منجر شود.

قوانین اولیه یهودیان ازدواج را به عنوان خرید و زنان را به عنوان کم ارزش ترین دارایی شوهرشان تلقی می کردند. همسران (زنان) نمی توانند مالک یا وارث مایملک خودشان باشند و طلاق نیز حقی بود که تنها مردان می توانستند اعمال کنند. این نگرش، با نگرش های مدرن درباره ازدواج که زنان و مردان را در رابطه مساوی می دانست، مترود شد (اگر چه در عمل این مساوات در همه ازدواج های مدرن هم دیده نمی شود). دیدگاه پدرسالارانه، چاپلوسی زنان و نقش آنها به عنوان پایه ای برای رشد فرزندان در جامعه، نگرش‌هایی است که در میان مسیحیان همچنان موجود است به خصوص در مورد پروتستان های اصول گرا.  مشابه این وضعیت در مورد بسیاری از جوامع دینی دیگر نیز صادق است، البته این ریشه در فرهنگ آنها دارد که هرگز تجربه آزادی زنان در جامعه را نداشته اند.

همانند رواقیون و فیثاغوریان، برای مسیحیان اولیه بکارت به عنوان شرایطی مقدس قلمداد می‌شد. مسیح ازدواج نکرد اگر چه نگاه مثبتی نسبت به ازدواج داشت. همه ی راهبان، مسیحیان باکره هستند و کلیسای کاتولیک روم باکره بودن را برای کشیشان نیز لازم می داند در حالی که پروتستان ها چنین اعتقادی ندارند. مارتین لوتر رهبانیت را ترک گفت و سپس ازدواج کرد در حالی که اراسموس ازدواج را به عنوان یک کنش و شرایط طبیعی تمجید می کرد و به باکره بودن به عنوان یک وضعیت غیر طبیعی نگاه می کرد. وی عنوان می کرد که رابطه زناشویی درازدواج در پاره ای موارد با هدف لذتی فراتر از تنها تولید مثل صورت می‌گیرد.

امروزه، ازدواج به عنوان یک هنجار برای عامه ی مردم شناخته می شود. اکثر مسیحیان رابطه جنسی خارج از ازدواج ، بی وفایی، خودارضایی و همجنس بازی را گناه میدانند. ایشان به دو دلیل به چنین نتیجه‌ای می‌رسند: یکی اینکه گزاره هایی از کتاب مقدس که قوانین مربوط به ازدواج و رابطه جنسی را مشخص کرده است زیربنای قضاوت های اخلاقی را تشکیل می دهد  دوم اینکه از نظرگاه قوانین طبیعی، که تئوری آکویناس از آنها بعنوان معیار قضاوت برای هدف از هستی انسان و بعد از آن برای مشخص کردن اینکه آیا رابطه جنسی شایسته هدفی است یا نه استفاده کرده است.

مسیحیت هدف ازدوج را وفاداری یک فرد به دیگری، تولید مثل و یگانگی طرفین می دید. اخلاق مسیحی بر روی «هدف رابطه جنسی» به عنوان یک مشخصه کلیدی برای قضاوت در مورد فعالیت های مشخصی تمرکز کرده است. برای یافتن این هدف دو راه وجود داشت: یکی این بود که از کتاب مقدس استفاده کنند و دیگری اینکه به قوانین طبیعی رجوع کنند. انجیل اینگونه تفسیر شده بود که رابطه جنسی تنها برای داشتن فرزند است. علاوه بر این توضیح قوانین طبیعی (که بیشتر توسط توماس آکویناس تبیین شده است) منجر شد که با تعیین مصادیق رفتار های مربوط به نوع انسان، اینکه کدام انجام کدام کارها مجاز است و کدام کارها را نباید انجام داد، تعیین شوند.

رابطه جنسی به تولید مثل منجر می‌شود و هدف از اندام های جنسی نیز همین است. آنها نباید برای هر هدف دیگری به غیر از تولید مثل بکار روند و پیش گیری از بارداری به عنوان دخالت در کار خداوند ممنوع بود. رابطه جنسی که به تولد کودک منجر نشود همانند خودارضایی بوده و رابطه جنسی و رابطه دهانی نیز همچنین ممنوع تلقی می‌شدند. امروزه همچنان استفاده از ابزار پبشگیری توسط کلیسای کاتولیک روم به عنوان ایجاد مانع مقابل تقدیر خداوند، تحریم شده است.

از آنجا که کودکان به محیطی پایدار و با ثبات نیاز دارند دارند، ازدواج امری ضروری و لازمه چنین محیطی تلقی می شود. رابطه بدون ازدواج و یا بی وفایی بعد از ازدواج بنیان های خانواده را از اساس خراب نموده و برای کودکان محیطی ناامن به ارمغان می آورد.

اخیرا به المان های «وحدت بخش» میان طرفین رابطه جنسی توجه وی‍ژه‌آی می‌شود. تا قرن بیست ارتباطی میان عشق و رابطه جنسی در هستی شناسی مسیحیت وجود نداشت. در طول قرن بیستم کلیساها حرکتی برای پیشرفت دادن و تکامل بخشیدن فهم‌شان از رابطه جنسی آغاز کردند و به این رسیدند که رابطه جنسی ریشه در عشق دارد. این موضوع در بعضی اسناد مربوط به ایشان در رابطه با تلقی رابطه جنسی به عنوان یک عامل وحدت بخش، مقید کننده، شفادهنده نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال می‌توان از «ازدواج و خواسته های کلیسا» (۱۹۷۸) یادداشت کلیسای انگلیس نام برد که چنین می نویسد:

… تعهد در عشق و برای عشق بنیان می شود… آن یک اشتراک ژرف از تجربه جاری (حال) است. همچنین آن پیش بینی تجربه آینده است. این یک تعهد در طول زمان است. این دربرگیرنده آینده همچون حال است. آن قصد کردن و قول بقا… تکثر عشق در بدن عاشقان بیانی واحد می یابد. این حالت در مدل های دیگرتجربه ی دارای لذت و هیجان دو فرد  اتفاق نمی افتد (افراد فاقد عشق). این رفتاری است که میان گذشته، حال و آینده پل می زند. این نوع رابطه (همراه با عشق) تجلیل شده، شفادهنده و تازه کننده و تعهد آور است. علاوه بر همه اینها تثبیت کننده اجتماع طرفین است…ازدواج اتصال مرتبط عشق شخصی، یک ترکیب از تعهد، تجربه و مسئولیت است. تعهد خود را در لباس زندگی در وحدت میان ذهن و بدن می پوشاند. (وفاداری به لحاظ ذهن و بدن)

Church of England (1978), pp87,88,89 and99

بصورتی مشابه کلیسای کاتولیک روم نیز چنین بیان می کند:

این عشق بشکلی منحصر بفرد در رفتارهای مربوط به ازدواج، به خوبی و بدون عیب نمایان می شود. این رفتارها ارتباط های جنسی- اگر بعد از ازدواج که زوجین بطور همه جانبه و در نهایت شکل یکی می شوند عمل شوند بسیار با شکوه و فراخور خواهند بود… این رفتار دلالت کننده و ایجاد کننده فداکاری متقابل بواسطه بهره مند ساختن یکدیگر طرفین ازدواج- از طریق اعطای لذت و تشکر است.

Pastoral constitution, part2, chapter 1

جک دامنیون، روانشناس کاتولیک تحقیقاتی بر روی جزئیات ازدواج و جنسیت انجام داده است و اعتقاد دارد که نیاز است تعریف و شرح جدیدی از رابطه جنسی ارائه شود. وی اعتقاد دارد، تعاریف اخیر کلیسا را باید بوسیله ی روانشناسی جدید پیشرفت داد، او در کتابش -”عشق هوس آلود و دلسوزانه”  (۱۹۹۱) صفحه ۹۴ و ۹۵ – می نویسد رابطه جنسی یک تجلی و دریافت شخصی است. این دریافت و تعریف شخصی، فهم و درک قدر و ارزش را میان زوجین جاری می کند و تجربه جنسی مرد و زن را با هم بطوری کاملا همسان در میآورد و همینطور مصالحه و شفا را بعد از بحث و جدل (چالش‌های طبیعی رفتاری در زندگی مشترک) به همراه می آورد و زندگی را پر از شادی می نماید. معنایی عمیق به زندگی می بخشد و در نهایت این تجربه و دریافت، راهی عمیق برای تشکر طرفین از رابطه محبت آمیزی که نسبت به یکدیگر روا داشته اند، فراهم می‌آورد. رابطه و رفتارهای جنسی، مدلی کامل و کلی برای وحدت میان دو نفر هستند که منعکس کننده ایده و هدف “جنسیت” در تکوین است که بوسیله عیسی نیز بیان شده است.

جک دامنیون، کودکان را از این دریافت شخصی عشق جدا می کند. و معتقد است:

دریافت شخصی که در رابطه جنسی نمایان می شود ربطی به همراه بودن یا نبودنش با حیات بخشی ندارد.

بطورمعمول مسیحیت کاتولیک از عنصراعطاء زندگی در هر رابطه و فعالیت جنسی را یک اصل بنیادین به شمار می‌آورد و طی بعضی از اسناد همانند این جمله قصار که ذیلا بدان اشاره می شود کلیسای مسیحیت کاتولیک، نگاه سنتی را همچنان حفظ کرده است.

… رفتار درست در باب ارتباط عاشقانه زوجین و معنای کامل زندگی خانوادگی که از آن ارتباط عاشقانه نتیجه می شود  این ایده را در بر دارد که زوجین با قلب های نیرومند برای همیاری کردن یکدیگر  به وسیله عشق به سازندگی و ناجی بودن، که از آن میان، خانواده شان روز به روز بزرگتر و غنی تر خواهد شد، آماده باشند.

(Pastoral constitution, part2, chapter 1)

جک دامنیون اعتقاد دارد که مسیحیت با پافشاری بر بعد بیولوژیک در رابطه جنسی، یک اشتباه پایه ای را مرتکب شده است و اینکه این اشتباه اثری داشته است که بواسطه آن، اصل «رابطه جنسی» به حاشیه رانده شده است. تا قرن ۲۰، تلاش زیادی برای تفاوت قائل شدن میان رابطه جنسی به عنوان یک رفتار بیولوژیک و رفتار جنسی به عنوان عشق از لحاظ یک تجربه و دریافت شخصی انجام نشده است.

کلیساهای کاتولیک و پروتستان و ارتودوکس پافشاری بر اینکه رابطه جنسی منحصرا برای کسانی مجاز است که به یک زندگی عاشقانه دائم متعهد شده اند، همچنان پافشاری می کنند. اگر چه افراد میان ۱۳ تا ۱۹ سال بدون توجه به این نظرات از روش های پیشگیری اطمینان بخش تری استفاده می کنند و همینطور اکثر جفت ها پیش از آنکه ازدواج کنند با هم شروع به زندگی می‌کنند، این طور رابطه های دوستانه از دیدگاه سنتی دلالت بر”زندگی در گناه” دارد. به نظر  جک دامنیون:

زندگی همراه با رابطه دوستانه پیش از ازدواج، به لحاظ اخلاقی از نظر استاندارد های مسیحی سنتی قابل پذیرش نیست.

(dominion, 1991,pp.214-216)

این یادداشت ها بازخوانی بخش ۱۴ از کتاب

Ethical issues

یک دیدگاه »

  1. موضوع مهمی است این جنسیت. دست مریزاد. در ایران ما این موضوع اصلاً باز نشده و جای کارهایی مثل این خیلی هست. اما درباره مملکت گل و بلبل حرفهایی هست که باید حضوراً زد

دیدگاه خود را بیان کنید.